((كتابخانه هاي عمومي و نيازهاي اطلاعاتي نابينايان))
امروزه اطلاعات به عنوان يكي از منابع مهم و استراتژيك در تمامي زمينه هاي اجتماعي ، فرهنگي ، سياسي و ... به شمار مي رود و انفجار اطلاعات و توليد سرسام آور آن ، تمامي ابعاد زندگي بشر امروزي را تحت الشعاع خود قرار داده است . ديگر سواد خواندن و نوشتن و يا حتي صرف دارا بودن مدرك دانشگاهي ، نمي تواند نيازهاي اطلاعاتي افراد جامعه را برطرف نمايد . در حال حاضر آن كسي باسواد به حساب مي آيد كه توانايي استخراج اطلاعات مورد لزوم خود را از منابع گوناگوني كه وجود دارد و آنهم در كوتاه ترين زمان ممكن ، داشته باشد كه در اصطلاح به آن ، سواد اطلاعاتي گفته مي شود . هر فرد براي تامين نيازهاي اطلاعاتي و مطالعاتي خود ، بايد چاره اي بيانديشد و كسي كه توانايي كسب اطلاعات را نداشته باشد در مسير حركت خود در اجتماع با مشكلات بسياري روبرو مي شود . هر فرد در طول زندگي روزمره ، به تهيه اطلاعات گوناگوني احتياج پيدا كرده و براي برطرف نمودن اين نياز به راههاي مختلفي متوصل گشته و بسته به نوع نياز اطلاعاتي و جايگاه اجتماعي ، شغلي و محل زندگي خود ، از طرق متعدد براي رفع نياز خود اقدام مي نمايد و در اين راه از روش هايي چون : (( تعامل با ديگر افراد جامعه ، مطالعه روزنامه ها و مجله هاي مرتبط ، استفاده از اينترنت و غيره )) استفاده مي كند . اما در اين ميان مراجعه به كتابخانه ، بالاخص كتابخانه هاي عمومي ، يكي از بهترين راههاي رفع نيازهاي اطلاعاتي مي باشد. افراد مي توانند در يك كتابخانه عمومي ، بسته به درجه و وسعت و تنوع خدمات آن ، از امكانات متنوعي چون آرشيو روزنامه ها و مجلات ، اينترنت ، كتب اماني و مرجع استفاده نمايند.كتابخانه هاي عمومي امروزه سعي در تآمين هر چه بيشتر نيازهاي اطلاعاتي مراجعين خود دارند و هدفشان قابل دسترس بودن مجموعه منابع و خدماتشان ، در حداقل زمان ممكن ، براي تمامي افراد جامعه است .
نابينايان نيز به عنوان بخشي جدايي ناپذير از جامعه ، داراي نيازهاي اطلاعاتي همانند ديگر افراد جامعه هستند ، كه با توجه به محدوديت قوه بينايي آنها و دريافت محدودتر اطلاعات از محيط پيرامونشان ، مشكلات بيشتري در مسير كسب اطلاعات مورد نياز خود پيش رو دارند . اين گروه به علت محروميت از قوه بينايي ، نيازي مضاعف به منابع اطلاعاتي با قابليت هاي خاص ، جهت كسب اطلاعات مورد نياز و افزايش شناخت از محيط خود دارند . آنها براي همگامي با ساير افراد اجتماع نيازمند افزايش آگاهي در جهت جبران نقيصه بينايي خود هستند و در اين ميان توانايي خواندن و نوشتن و امكان دسترسي به منابع اطلاعاتي مناسب و روزآمد ، اهميت بسزايي خواهد داشت . اما واقعيت آن است كه محدوديت منابع مناسب براي نابينايان كه بايد به خط بريل و يا چاپ درشت ( مخصوص افراد كم بينا ) و يا بر روي محمل هاي شنيداري و يا تركيبي از اين دو باشد ، آنان را در دسترسي به اطلاعات و همگامي با ديگر اقشار اجتماع ناكام مي گذارد . اين ناكامي زماني قابل درك مي شود كه به تفاوت ميان يك فرد بينا با يك فرد نابينا در كسب اطلاعات دقت بيشتري كنيم . يك فرد با ديد طبيعي با ديدن يك تصوير مي تواند اطلاعات بسياري را دريافت كند . حتي پس از ديدن يك تصوير مي تواند درباره آن يك داستان بسازد ؛ اما يك فرد نابينا و يا كم بينا از چنين نعمتي محروم بوده و بايد از ساير افراد كمك بگيرد .
اما آنچه مطرح مي شود اين است كه كتابخانه هاي عمومي چگونه مي توانند نيازهاي مطالعاتي مراجعين نابيناي خود را پاسخ داده و اطلاعات مورد نياز آنها را فراهم نمايند؟
در پاسخ به اين پرسش بايد عوامل و راهكارهاي متعددي را مدنظر قرار داد . ابتدا بايد به اين نكته توجه نمود كه لازمه پاسخ گويي مناسب به مراجعين يك كتابخانه ، دسترسي به منابع و محمل هاي اطلاعاتي ، در حداقل زمان ممكن است كه بوسيله آنها به سوال هاي مراجعه كننده ، پاسخ لازم داده شود . حال با توجه به كمبود منابع توليد شده براي نابينايان و كم بينايان ، اولين گام مي تواند تعيين سياست و راهكار لازم جهت فراهم آوري منابع باشد . طبق آمار منتشره ، در سال 1378 مجموع منابع مختلف توليد شده ويژه نابينايان و كم بينايان در سطح كشور ، در حدود 550 عنوان كتاب گويا و بريل بوده است كه تنها كمتر از 2 درصد عناوين انتشارات كشور را در آن سال شامل مي شود . كتابخانه هاي عمومي نبايد نقش محوري خود را در ارائه خدمات اطلاعاتي به نابينايان فراموش كنند و به عنوان تامين كننده اصلي خدمات اطلاعاتي در جامعه ، بايد نيازهاي اساسي مطالعاتي آنها را نيز فراهم نمايند.
اگر منابع موجود در كتابخانه ها متناسب با نياز هاي نابينايان و كم بينايان نباشد ، مي توان گفت كه كتابخانه در ايفاي رسالت خويش ناكام مانده است . هرگز نبايد تشابه نيازهاي اطلاعاتي نابينايان را با افراد عادي فراموش كرد و تهيه تعدادي كتب بريل و معدودي نوار و سي دي با محتوايي سطحي و ابتدايي را به عنوان تهيه منابع اطلاعاتي مخصوص نابينايان به شمار آورد . ضرورت ارائه يك برنامه دقيق و مناسب در فراهم آوري منابع مخصوص نابينايان و كم بينايان ، زماني ضرورت مي يابد كه كمبود امكانات و منابع با كمبود تجهيزات بهره گيري از اين منابع در هم آميخته و عدم توانايي و آموزش نابينايان در استفاده از آنها را نيز به جمع مشكلات اضافه كنيم .
در برنامه ريزي جهت تهيه منابع و تجهيزات مورد نياز نابينايان و كم بينايان ، بايد در راس تمامي موارد ، تناسب منابع و تجهيزات را با نيازهاي مراجعه كنندگان در نظر گرفته و منابع مورد نياز و علاقه آنها را تهيه نمود . در اين مرحله مشورت با سازمان هاي مرتبط چون سازمان بهزيستي و مددكاران و كارشناسان آن مجموعه و مهمتر از همه ، خود نابينايان و كم بينايان از اهميت فوق العاده اي برخوردار است . يك كاربر نابينا و يا كم بينا علاوه بر مجموعه كتب بريل و چاپ درشت ، بايستي به طيف گسترده اي از منابع گويا و تركيبي از آن دو دسترسي داشته باشد ، زيرا اين تعداد منابع در حداكثر موجودي خود نيز ، در مقايسه با آنچه براي يك فرد بينا فراهم است ، بسيار اندك مي باشد . يكي از راهكارهاي بسيار مناسب در تهيه منابع براي مراجعين نابينا و كم بينا ، امانت بين كتابخانه اي ، با هدف گسترش خدمات به اين قشر است . كتابداران يك كتابخانه عمومي علاوه بر تهيه منابع جهت غني سازي مجموعه خود ، بايد در جهت تهيه منابع مورد نياز نابينايان و كم بينايان از طريق امانت بين كتابخانه اي نيز اقدام نمايند تا بر غناي خدمات خود افزوده و در جذب افراد نابينا و كم بينا به كتابخانه ، توفيق بيشتري كسب كنند . ضمن آنكه كه اين مسئله با توجه به هزينه بالاي تهيه منابع و تجهيزات ويژه نابينايان و كم بينايان، راهكاري اقتصادي و به صرفه نيز خواهد بود .
آموزش كاربران نابينا و كم بينا در استفاده از منابع موجود در كتابخانه اهميت بسياري دارد . كتابخانه بايد به عنوان يك مركز سوادآموزي و خودآموزي ، در مسير بهبود سطح سواد نابينايان عمل كرده و نحوه استفاده از كتابخانه و منابع را به آنها آموزش دهد . علاوه بر آن چگونگي بهره گيري از تجهيزات و يارابزارهاي ويژه نابينايان و كم بينايان از قبيل رايانه هاي مجهز به برنامه هاي گوياسازي ، مونيتورهاي لمسي ، درشت نماي الكترونيكي ، عينك تلسكوپي ، ذره بين و غيره مي تواند
از جمله برنامه هاي آموزشي كتابخانه هاي عمومي باشد . اين آموزش مي تواند شامل مراجعه كنندگان نابينا و كم بينا ، والدين ، مربيان و حتي كتابداران كتابخانه باشد . آموزش نحوه صحيح استفاده از منابع و وسايل ويژه نابينايان به كتابداران ، آنها را در خدمت رساني بهتر و برخورد صحيح ياري مي دهد تا در صورت لزوم به ياري مراجعه كننده نابينا شتافته و حتي در امر آموزش او نيز سهيم باشند . همچنين آموزش كاربران موجب حفظ سلامت دستگاه ها شده و كاربر نابينا وكم بينا مي تواند به سهولت و با اتكاي كمتر به كمك ديگران ، به اطلاعات مورد نظر خود دست يافته و به بهترين نحو از دستگاه مورد نظر استفاده كند . تعداد تجهيزات و يار ابزارهاي مطالعه كه براي نابينايان و كم بينايان طراحي شده است ، زياد و متنوع مي باشد . هر كاربر ، بسته به ميزان معلوليت و نيازهاي اطلاعاتي خود ، و همچنين نوع منابع مورد استفاده ، از تعدادي از آنها استفاده مي كند . اما به علت آنكه تهيه اين تجهيزات و دستگاه ها و نگهداري از آنها پرهزينه است ، بايد در هنگام تهيه ، به كيفيت ، قيمت و كاربرد هاي آنها توجه ويژه اي شود . انتخاب محل نگهداري و استفاده از اين وسايل در ميزان حفظ سلامت و عمر مفيد آنها و راحتي كاربر ، بسيار پراهميت است . اين تجهيزات بايد در محلي قرار داده شوند كه فرد نابينا بتواند بدون هيچ ناراحتي و محدوديتي از آنها استفاده كند . در ميان اين يارابزارها ، رايانه با امكانات و نرم افزارهاي متنوع و توانايي هاي بالايي كه دارد ، از موقعيت ممتاز و ويژه اي برخوردار بوده و نابينايان و كم بينايان آموزش ديده و با مهارت در زمينه اپراتوري رايانه ، مي توانند با كمك آن از متون الكترونيكي ، اينترنت و نرم افزارهاي ويژه نابينايان استفاده كنند . نرم افزارهاي گويا سازي فضاي سيستم عامل ويندوز ، اين امكان را به كاربران مي دهند كه در محيط ويندوز و حتي اينترنت به جستجو پرداخته و بدون نياز به قدرت بينايي ، نسبت به تهيه و ذخيره اطلاعات مورد نياز خود اقدام نمايند . همچنين وجود يار ابزارهايي چون مونيتورهاي لمسي و چاپگرهاي بريل با قابليت نصب به رايانه ، امكان تهيه خروجي قابل استفاده براي نابينايان ( به خط بريل ) را فراهم نموده است .
در كنار ساير اقدامات ، توجه به تبليغات و آگاهي رساني براي جذب نابينايان و كم بينايان به كتابخانه بسيار مهم مي باشد . محدودتر بودن آگاهي يابي نابينايان نسبت به افراد بينا و بسته تر بودن جامعه و ارتباطات آنها موجب مي شود كه كمتر در جريان امكانات و منابعي كه دركتابخانه ها برايشان مهيا شده ، قرار بگيرند . لذا در آگاهي رساني و تبليغات خدمات كتابخانه اي به اين قشر خاص بايد دقت بيشتري صورت گرفته و راهكارهاي نويني مورد توجه قرار گيرد و هرگز نبايد به شيوه هاي سنتي با كارايي كم بسنده نمود . براي انجام تبليغات براي نابينايان ، علاوه بر استفاده از اشكال مختلف شنيداري و يا چاپ هاي درشت و بريل يا تركيبي از هر دو ، مي توان از طريق ملاقات هاي حضوري با نابينايان در سازمان هاي خدمت رسان به آنها و يا محافل مختلفي كه تشكيل مي دهند نيز اقدام كرده و با مصاحبه هاي حضوري و آگاهي رساني شفاهي نسبت به خدماتي كه در كتابخانه هاي عمومي ارائه مي شود ، آنها را به استفاده از كتابخانه ترغيب و تشويق نمود . وجود فهرست هاي گويا و آموزش والدين و معلمان براي كمك به فرد نابينا در استفاده از كتابخانه ، از جمله موارد قابل تامل در زمينه تبليغات مي باشد . يكي از نقاط ضعف موجود در كتابخانه هاي عمومي كه همچنان نيز توجهي به آن نمي شود ، عدم گويا سازي نرم افزارهاي كتابخانه اي مي باشد كه عملا استفاده مستقل فرد نابينا از فهرست كتابخانه و جستجوي سريع منابع اطلاعاتي مورد نياز را ، غير ممكن كرده است . به علاوه اين مسئله منجر به آن مي شود كه نتوان منابع مخصوص نابينايان را نيز در زمره منابع موجود در نرم افزار كتابخانه قرار داد و در واقع اين منابع جزو موجودي رسمي كتابخانه قرار نمي گيرند .
علاوه بر آنچه ذكر شد ، كتابداران بايد بياموزند كه چگونه با ايجاد محيطي باحداقل موانع ، دستيابي نابينايان و كم بينايان را به منابع و خدمات كتابخانه افزايش داده و با روحيه اي خوب و ياري گرانه همواره به استقبال مراجعين نابينا و كم بينا شتافته و كوشش كنند تا بدون آنكه باعث ناراحتي و اضطراب آنها بشوند ، در دستيابي به منابع و استفاده از يارابزارهاي موجود در كتابخانه ، ياريشان دهند .
ساختمان كتابخانه نيز در نحوه استفاده و دسترسي نابينايان و كم بينايان به منابع اطلاعاتي موجود در كتابخانه و بالطبع استقبال آنها از خدمات كتابخانه اي بسيار تاثيرگذار مي باشد . دسترسي راحت و بي دغدغه فرد نابينا يا كم بينا به بخش هاي مورد نظر و عدم وجود موانع ، موجب علاقه مندي بيشتر او به حضور در كتابخانه مي شود . براي دستيابي به شرايط مطلوب ، هنگام طراحي ساختمان كتابخانه بايستي با كتابداران باتجربه و مددكاران سازمان بهزيستي در اين خصوص مشورت كرده و موارد لازم را شناسايي و نسبت به ايجاد نكات اساسي و رفع نواقص و مشكلات احتمالي اقدام نمود . به عنوان مثال در طراحي داخلي ساختمان يك كتابخانه بايد به اين نكته توجه كرد كه يك فرد كم بينا با استفاده از تقابل و تضاد رنگها و بافتهاي بكار رفته ، قادر به شناسايي وضعيت محيط و موقعيتي كه در آن قرار گرفته ، مي شود . بنابراين در هنگام رنگ آميزي ساختمان ، بايد رنگ ديوارها از كف سالن متمايز باشد . درهاي ورودي و چارچوب آنها با رنگ هايي متفاوت از ديوارهاي اطراف ، رنگ آميزي گردد . همچنين بايد از موانعي كه براي كاربران نابينا و كم بينا ايجاد مشكل مي كند ، اجتناب گردد ؛ مانند : تابلوهاي با ارتفاع كم ، ورودي هاي كم عرض ، پله ها و بالكن هاي فاقد نرده و حفاظ مناسب ، اختلاف سطح بين بخش هاي مختلف و استفاده از پنجره هايي كه 180 درجه باز نمي شوند و ... .
همچنين نبايد اين نكته را فراموش كرد كه راه اندازي و تجهيز بخش هاي ويژه نابينايان و تهيه منابع مورد نياز آنها ، مستلزم صرف هزينه هاي بسيار است كه اين مهم تنها بوسيله كتابخانه هاي عمومي انجام پذير نيست و كمك هاي مالي ديگر سازمان ها و نهاد ها و خيرين مي تواند تاثير بسزايي در پيشرفت اطلاع رساني و فراهم سازي اطلاعات براي نابينايان و كم بينايان داشته باشد . دانشگاه ها نيز با فراهم آوري امكانات بيشتر و تسهيلات مناسب ، مي توانند در امر پيشرفت تحصيلي و ارتقاي سطح اجتماعي فرد نابينا و كم بينا سهيم بوده و نقش مهمي را ايفا كنند .
حال بايد تفكر نمود كه كتابخانه هاي عمومي تا چه حد در جهت رفع نيازهاي اطلاعاتي قشر كم بينا و نابينا موفق بوده اند؟ آيا مجموعه هاي موجود پويا و مطابق با نيازهاي آنها است ؟ تا چه ميزان در جذب نابينايان وكم بينايان به كتابخانه و ترويج فرهنگ مطالعه و كتابخواني در ميان آنها توفيق يافته ايم ؟ و دهها سوال ديگر . نگاهي دقيق و كارشناسي به اين مسئله مي تواند حقايق بسياري را در اين خصوص پيش روي ما قرار دهد تا بتوانيم با برنامه ريزي سنجيده و منسجم ، در جهت رفع نواقص موجود و نزديك شدن به استانداردهاي جهاني اقدام نماييم .

